چرا؟ - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:02
چرا؟ بعضی از ما دوست داریم زندگی کنیم با دلیل یا بی دلیل اما بعضی از ما میخواهیم زود تر از دنیا کنده شویم خسته ایم از همه چیز از همه کس حتی خودمان اما ما فقط ذهن خود را مشغول میکنیم ما زنده ایم بدون اختیار پس لذت ببریم و بکوشیم دنیا را ان جوری که دوست داریم بسازیم سخت است اما غیر ممکن نیست + نوشته ش...
زندگی را خودت بساز. - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:02
زندگی را خودت بساز. گاهی وقتا در زندگی همه چیز را از تو میگیرند کنج دنجت را پوششت را حتی قلم و کاغذ نویسندگی را هم از تو میگیرند اما هر قدر اینها را از تو بگیرند تو بیشتر خودت را داری دیگر چیزی نیست تا برایش رنج بکشی تمان تلاشت را میکنی تا خودت را پیدا کنی تا حداقل بتوانی آن قلم را که از تو گرفتند ت...
ماکه هستیم... - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:02
شبی بهاری که برای صحبت با آسمان بیرون رفتم ، دقایق اول باد نوازش گر بود ، دقیقه ی بعد هم صحبت من بود دقیقه ای بعد تر زجر اور ، نتوانستم تحمل کنم آن سرما آن سرمای بهاری اما نمیدانم چرا به پتویم پناه نیاوردم ؟ نمیدانم شاید یاد ان کودکی افتادم که سرمای شب های زمستان را به امید شب های بهاری سر میکند آنق...
مهربان باشیم با خود... - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:02
مهربان باشیم با خود... همیشه قرار نیست زندگی اون جوری که تو میخوای باشه گاهی وقتا تو فقط باید سکوت کنی گاهی وقتا مبارزه و گاهی وقتا باید به سازش برقصی فقط باید دانست که ما روی زمین هیچی نیستیم فقط امدیم که مدتی سرگردان مانند یک اتم غبار بچرخیم و بعد برویم، بعد از رفتن ما هستی تغیر نمیکند فقط مایم که...
آینه شوم... - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:02
آینه شوم... روبه روی اینه می ایستم میخندم صدای قهقه اش میرود تا اوج آسمان انگاری درونم را بهتر از خودم میشناسد شادم شادی از او لبریز میشود اشک که از چشمانم جاری میشود ناگهان سیلابی مرا با خود برد میداند اشک هایم تمام نشدنی است سیلاب من واینه را به خشکی رساند اینه را روبه روی صورتم گرفتم تمام زخم های...
همه چیز تمام میشود... - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 19:26
خوشبختی سر راهی نیست که در مسیر زندگی انرا برداری خوشبختی یافتنی است باید به دنبال ان رفت در جستوجوی ان بود بعضی ها همین که زنده اند را یک خوشبختی میدانند فکر میکنند این نفس های که میکشند بیهوده است اما نه تک تک این نفس ها را باید غنیمت شمرد اما چگو
چشم باز کن - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 19:26
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
لبریز مشو... - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 19:26
میگویند بنشین زمان خودش مشکلات را حل میکند اما این زمان مشکلات را در خودش حل میکند واین حل شدن چه تلخ و چه شور ظرفیت را پر میکند اگر زمان انقدر مشکلات را در خود حل کند دیگر جایی برای خنده ها نیست وهمین که سرت را برمیگردانی میبینی فنجان عمرت لبریز میشود از این مشکلات ، مشکلاتی که فقط لبخند لبخند تورا...
زندگی بهتر - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 13:33
هرگز نگفتم در زندگی ام هیچ اشتباهی نداشتم واما مطمئنم که میتوانستم در زندگی ام هیچ اشتباهی نکنم هرگز نگفتم درزندگی ام هیچ زجری نکشیدم اما میتوانستم طوری زندگی کنم که سختی هایش کمتر باشد تاکید نکردم که راهی را که رفته ام دشوار نبود اما تمام این دشواری هارا پله ای برای موفقیتم کردم نمیگوبم در تمام زن
زندگی - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 13:33
یک زندگی سرشار از حقیقت ومملو از تلخی و سختی درد،رنج وفراق را باتمام وجودم ترجیح میدهم بریک زندگی که پایه آن دروغ است اما سرشار از عشق است زیرا تلخی هاو سختی ها روزی به پایان میرسند ودرد ها ورنج ها تسکین می ابند وروزی فراق به دیدار تبدیل میشود اما آن عشق که برپایه دورغ است با دوام نمی ماند و روزی وی
فاصله - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 3:04
صدای پای کسی از دورترین نقطه دهنم به گوشم رسید. در را که گشودم کسی نبود. صدایی را در عمق وجودم شنیدم. صدای خنده! خنده ای زیبا در زیر باران صدا نزدیکتر شد. صدای خنده در صدای گریه محو شد. هر لحظه صدای گریه ای که از عمق قلب بود نزدیکتر می شد. بر خاستم، دنبال صدا رفتم. گویا از دور می آید. پیدایش نکردم.
وقت .....است - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 3:04
امروز که برای ورق زدن تقویم بهار به فصل تابستان سراغ تقویم روی میزم رفتم روی کتاب هایم را خاک گرفته بود انگار که نه من همین دیروز همه انها را خوانده بودم هوا گردم تر شده بود لباس های بهاری را در کمد گذاشتم وبا لباس خنکی بیرون رفتم نمیدانم چرا خشکم زده بود روی ماشینم خروار ها برف نشسته بود همه لباس